خرید بک لینک

ما برای یادگیری به دنیا آمدهایم و جهان معلم ماست.

وقتی در درسی مردود میشویم باید دوباره ثبت نام کنیم

شرط ورود به کلاس بعدی یادگیری درس فعلی است و درسهای دنیا بی پایانند!

خداروشکر از پایاننامم هم به بهترین شکل ممکن دفاع کردم

برچسب: نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:08

صحافی رو که گذاشت رو میز ذوق کردم شروع کردم با شوق ورق زدن به طوری که پسره هم صحافی خودشو که اصلا توجه نکرده بود بهش نگاش کرد :)

بعد خیلی خوشحال رفتم گل فروشی و دو تا گل برای استادای گرام گرفتم و بررسی از مرجع اینقدر طبق کپی رایت دستم به خاطر صحافی و کتابا و گل سنگین بود که حواسم به شیشه در نبود که یهو صدا اومد نخووووووووووووری به شیشه:)یعنی تمام صحنه های فیلما رو یادم اومد و کلی خندیدم:))

برچسب: نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:08

چیه آخه همه شکلی بررسی از مرجع پاستیل طبق کپی رایت ش میاد!

آخه آدم حالش بد میشه آفتاب پرست بخوره:(

برچسب: نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:08

+بخور ببین چقدر خشه ملچ ملوچ- ااااییییی نکن تو رو خدا داره حالم بد میشه+بخور ببین چقدر خشه، خیلی خوبه باید خورد- خو دوس ندارم تو هم اینجوری نخور+ ای بابا بخور دیه، بیا یکی بخور- نمیخوااام الان حالم بد میشه+ باید بخوری بیا این ی دونه رو بخور- اااااااااییییی+ ببین من چجور میخورم- مگه اجباره دوس ندارم+ بیا بخور- ااوووم خش خو نیست:((+ خشه خوپ ن: چند ماه پیش تو خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: يکشنبه 5 فروردين 1397 ساعت: 18:36

کنار خیابون تو ماشین منتظر بودیم، چشمم افتاد اونور خیابون دختره چنان از مامانش خودشو قایم میکرد و فرار میکرد که ی لحظه فک کردم  واقعا میخواد فرار کنه. هی خودشو قایم میکرد و میرفت جلوتر یعنی خودشو از مامانش دورتر میکرد و مامانش کلا اصلا بهش توجه نمیکرد داشت با یکی حرف میزد:( بعد فهمیدم نه این خیلی بازگوشه داره فیلم بازی میکنه و هی میره تا مامانش نگرانش بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: يکشنبه 5 فروردين 1397 ساعت: 18:36

دیشبشو همش تو فکر عکس العمل استاد بودمصبح وقتی از خواب پاشدم سریع اماده شدم و رفتم سمت دانشگاه نمیدونستم گل بگیرم یا نه که دیگه دلو یک دل کردم و نعل اسبی پیاده شدم و رفتم گل فروشی:)پسر بچه گفت بفرمایید: منم گلا رو انتخاب کردم و گفتم اینا رو میخوام. گفت استامون نیست بزارید زنگش بزنم بعدم گوشی استاش تو مغازه جامونده بود ی نگاهی کرد و گفت اوووم کدومشو میخواستینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: يکشنبه 5 فروردين 1397 ساعت: 18:36

وقتی با ی چیزی یا کسی لذت میبری همه چیزشو ثبت میکنی 

اما وقتی ازش لذت نبری ارزش ثبت نداره 

کاش طوری زندگی کنیم که اگر صدبار هم به عقب برگردیم ارزش ثبت داشته باشه 

زندگتون پر از ارزش ثبت 

پ.ن: گاهی آدم ی باکیش میشه ها که میاد چرت و پرت مینویسه خخخ

برچسب: نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 3:21

خیلی حس بدیه انتظار ی روزی رو بکشی

بعد اون اتفاقی ک دوس داری نیفته

برچسب: نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 3:21

نه تو می مانی و نه اندوهو نه هیچ یک از مردم این آبادیبه حباب نگران لب یک رود قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشتغصه هم خواهد رفتآنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماندلحظه ها عریانندبه تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگزتو به آیینه،نه! آیینه به تو خیره شده ستتو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندیدو اگر بغض کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 1:24

سال ها پیش پدربزرگ از مکه آمده بود و برایمان سوغاتی آورده بودبرای من یک عروسک آورده بود که با باتری کار می کرد.هم نور پخش می کرد و هم با صدایی زیبا میخواندآنقدر دوستش داشتم که صبح تا شب برایم آواز میخواندهمه را کلافه کرده بودممی گفتند انقدر صدایش را در نیارانقدر عروسک بازی نکنباتری اش تمام می شودیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 1:24

چقدر گاهی اوقات خوبه آدم حق انتخاب نداره و یا حداقل اونی که باب میلته بهش میرسی و خداروشکر هم تو اون زمینه موفق میشی ولی امان از وقتی که چند تا انتخاب داری و هیچ کدومش باب میلت نیست ولی بازم نمیخوای فرصتو از دست بدی و میخوای یکی رو انتخاب کنی الان نمیدونم دقیقا باید چی رو انتخاب کنم. هندسه! جبر!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 1:24

چقدر دیروز روز خوبی بود.

بالاخره پروپوزالم رو تحویل دادم:) یه حس عالی و وصف نشدنی:)

موضوعم رو دوست دارم.....روشهای ریاضی شبیه سازی سیالات در هندسه کامپیوتری

ان شاالله بقیه دوستان هم موفق باشن.

برچسب: نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 3:43

خدای مثلثات و ریاضیات: تو آنی که بر جهانیان روزی بی نهایت دادی و حتی برای اثبات کتابت مخالفان را به آوردن مثال نقض دعوت کردیتو آنی که مرا در سختی های رادیکالی، توانی برابر فرجه ی مربوطه دادی.پس بر من ارزانی دار مخرج صفر مطلقی برای اعمال زشتم و مخرج صفر مثبتی برای اعمال نیک اندکم.از تو خواهانم که در روز حشر برای حساب اعمال مرا در جدول تعیین علامت قرار مدهی.به کرامتت خطاهای ما را منفی بی نهایت گیر و نیکی های ما را مثبت بی نهایت.به لطف خودت خط هایی از ایمان حقیقی در فضا بر من،این پاره خط حقیر، عمود فرما. ادامه مطلب

برچسب: مناجات ریاضی,مناجات نامه ریاضی,شعر مناجات ریاضی,مناجات به زبان ریاضی,مناجات نامه ی ریاضی,مناجات با زبان ریاضی, نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 17:09

چقدر خوبه وقتی پا میشی از خواب دنیا رو بدون واسطه ببینی

همه چیز همون جوری که هست.

نه تار ....نه مبهم....

قشنگه خیلی

خدایا شکرت:)

برچسب: ),) meaning,)l,) emoticon,) meaning in text message,)ll,) emoji,)p,)0,) emoticon meaning, نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 17:09

شکسپیر میگه:اگه یه روزی فرزندی داشته باشم،بیشتر از هر اسباب بازی دیگه ای براش بادکنک میخرم.....بازی با بادکنک خیلی چیزها رو به بچه ها یاد میده...بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره...بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی؛ میتونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن......پس نباید بهشون وابسته بشه!!!و مهمتر از همه،بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوست داره؛ نباید اونقدر بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برا همیشه از دستش بده.....و اینکه وقتی یه نفرو خیلی واسه خودت بزرگ کنی، در آخر میترکه توی صورتت.ادامه مطلب

برچسب: بادکنک,بادکنک سفید,بادکنک هلیومی,بادکنک آرایی,بادکنک تولد,بادکنک گازی,بادکنک آبی,بادکنک تبلیغاتی,بادکنک فویلی,بادکنک به انگلیسی, نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 17:09

صفحه بندی