خرید بک لینک
کنار خیابون تو ماشین منتظر بودیم، چشمم افتاد اونور خیابون دختره چنان از مامانش خودشو قایم میکرد و فرار میکرد که ی لحظه فک کردم  واقعا میخواد فرار کنه. هی خودشو قایم میکرد و میرفت جلوتر یعنی خودشو از مامانش دورتر میکرد و مامانش کلا اصلا بهش توجه نمیکرد داشت با یکی حرف میزد:( بعد فهمیدم نه این خیلی بازگوشه داره فیلم بازی میکنه و هی میره تا مامانش نگرانش بشه

پ ن: اون وقت ما، سن اون بودیم میچسبیدیم به مامانمون:|

برچسب: نویسنده: مهتاب زمانی تاريخ: يکشنبه 5 فروردين 1397 ساعت: 18:36

صفحه بندی